یکی از مهمترین بخشهای دوران تحصیل، یادگرفتن مطالب درسی نیست؛ بلکه آموختن این نکته است که میتوان پرسید، تجربه کرد، اشتباه کرد و دوباره تلاش کرد. کودکان در سالهای ابتدایی مدرسه، علاوه بر یادگیری خواندن، نوشتن و مفاهیم علمی، در حال شکلدادن به نگرش خود نسبت به تواناییها و استعدادهایشان هستند. برخورد اطرافیان با اشتباههای آنها میتواند در شکلگیری این نگرش تأثیرگذار باشد.
چرا بعضی کودکان از اشتباه کردن میترسند؟
گاهی کودک تصور میکند که پاسخ اشتباه به معنای ناتوانی اوست یا ممکن است باعث نارضایتی والدین و معلم شود. در چنین شرایطی، ممکن است از پاسخدادن در کلاس خودداری کند، برای انجام تکالیف بیش از حد نگران باشد یا حتی از امتحانکردن فعالیتهای جدید بترسد.
این نگرانی همیشه به معنای ضعف اعتمادبهنفس نیست؛ گاهی کودک برای پذیرفتهشدن، بیش از اندازه به درست انجامدادن همه کارها اهمیت میدهد. به همین دلیل، لازم است بزرگسالان به احساسات او توجه کنند و محیطی فراهم آورند که در آن یادگیری مهمتر از بیاشتباه بودن باشد.
خانواده چگونه میتواند به کودک کمک کند؟
خانواده نخستین محیطی است که کودک در آن درباره موفقیت، شکست و ارزشمندی خود برداشتهایی شکل میدهد. والدین میتوانند با چند رفتار ساده، نگرش سالمتری نسبت به یادگیری در فرزند خود ایجاد کنند:
توجه به تلاش: بهجای تمرکز صرف بر نمره، پشتکار و روشهایی را که کودک برای حل مسئله به کار میبرد، ببینیم.
گفتوگوی بدون سرزنش: اگر کودک پاسخ اشتباهی داد، بهجای واکنش تند، از او بپرسیم چگونه به آن پاسخ رسیده است.
پذیرش احساسات: نگرانی کودک را کوچک نشماریم و به او فرصت دهیم درباره ترسها و دغدغههایش صحبت کند.
پرهیز از مقایسه: پیشرفت کودک را با مسیر رشد خودش بسنجیم، نه با عملکرد خواهر، برادر یا همکلاسیهایش.
نقش مدرسه در ایجاد فضای امن برای یادگیری
مدرسه تنها محل انتقال دانش نیست؛ بلکه فضایی برای تمرین ارتباط، مسئولیتپذیری، تصمیمگیری و روبهروشدن با چالشهای تازه است. معلم میتواند با استقبال از پرسشها، فرصتدادن به دانشآموزان برای توضیح شیوه فکرکردنشان و برخورد سازنده با پاسخهای نادرست، مشارکت کلاسی را افزایش دهد.
همچنین فعالیتهای گروهی و پروژههای آموزشی به دانشآموزان کمک میکنند تا متوجه شوند حل یک مسئله همیشه تنها یک مسیر ندارد و گاهی رسیدن به پاسخ درست، به چند مرحله تلاش و بازنگری نیاز دارد.
بهجای سرزنش، فرصت دوباره بدهیم
وقتی کودک اشتباه میکند، میتوانیم بهجای گفتن «چرا دقت نکردی؟» بپرسیم: «فکر میکنی این بار چه روشی را امتحان کنیم؟» همین تغییر کوچک در گفتوگو، توجه کودک را از ترس اشتباه به امکان یادگیری معطوف میکند.
البته تشویق به تلاش به معنای نادیدهگرفتن اشتباه یا کنارگذاشتن مسئولیتپذیری نیست. کودک باید یاد بگیرد نتیجه کار خود را بررسی کند، پیامدهای تصمیمهایش را بشناسد و برای اصلاح آنها قدم بردارد؛ بدون آنکه ارزشمندی خود را وابسته به بینقص بودن بداند.
